X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1388

سلام
من میترا هستم . 19 ساله و دانشجوی روانشناسی یکی از دانشگاه های تهران ...
با توجه به طرح برخورد نیروی انتظامی با بد حجابی در جامعه ، علی رغم اینکه اعتقاداتی دارم اما به چند دلیل ضرورتی برای این برنامه نمی بینم و حرکتی ناپسند می دونم .
اگر در کشور ما داشتن حجاب یک قانون هست ، می تونه در بعضی کشورها بی حجابی یک قانون باشه و اگر مخالفت با حجاب در تضاد با آزادی هست پس مقابله با بی حجابی  هم در کشور ما در تضاد با آزادی است .
من فکر می کنم در جامعه ای که حجاب اجباری باشه نگاه جنسیتی به زن بیشتر صورت می گیره ولی در کشورهایی که زنان بی حجاب با لباس ساده ظاهر می شن کمتر جلب توجه می کنند . خود نمایی همیشه در بی حجابی نیست .
به نظر من دخالت در پوشش افراد ورود به حریم خصوصی اون هاست که حکومت نباید در اون دخالت کنه . و به طور کلی حجاب اجباری با آزادی هر فرد انسانی منافات داره .
ممنونم که نامه ام رو خوندید
میترا


جواب نامه میترا:


میترا خانم سلام


قبل از هر چیز یه خواهش از تو دارم و آن این است که همه صحبت هایم را به طور کامل و با دقت بخوان. بعد به حرف هایم خوب فکر کن و منصفانه و عادلانه درباره اش نظر بده.


من فکر می کنم شما حجاب رو حقّ خودت می دونی که فکر می کنی هر طوری خودت بخواهی می توانی عمل کنی. و از آزادی هم معنای غلط آن را یاد گرفتی که فکر می کنی مخالفت با بد حجابی در تضاد با آزادی است.


من به خاطر وظیفه شرعی که بر عهده ام هست جواب سؤالت را می دهم و امیدوارم که از یاران بر حق امام زمان ( عج ) باشی و برای من نیز دعا کنی.


تعریف آزادی:


انسان دارای آزادی هست ولی آزادی تکوینی نه آزادی مطلق.


حال منظور از آزادی تکوینی چیست؟


آزادی تکوینی یعنی انسان تا حدودی در تصمیم گیری آزاد است.


گفتی دانشجوی روانشناسی هستی. پس مطمئناً دختر منطقی هستی و کلمه به کلمه این متن را موشکافی می کنی تا به حقیقت پی ببری.


ببین من آدم متحجّری نیستم. خوشبختانه خیلی از دوستان من بعد از آشنایی با من اعتراف کرده اند که تا قبل از دوستی با من نسبت به خانم های با حجاب و چادری ذهنیت منفی داشته اند و آنها را آدم هایی خشک و متحجّر می پنداشته اند ولی پس از برقراری ارتباط با من نظرشان تغییر کرده و پی به اشتباه خود برده اند.


 من هم یکی مثل خودت هستم. شاید از نظر سنی چند سالی بزرگتر از تو باشم امّا من هم مثل تو سؤالات زیادی به ذهنم می آید.


می خواهم بگویم فکر نکنی من خیلی معلومات دارم، نه از این خبرها نیست. من هنوز تو خیلی چیزها مانده ام که چرا اینجور و آنطور است. ولی همچنان در تلاش و تکاپو هستم تا پاسخشان را پیدا کنم. البته نه از هر راهی، بلکه از راه صحیح و راست آن.


شاید بگویی دسترسی به منابع معتبر برای کسب معرفت دینی سخت است. نمی دونم در کدام شهر زندگی می کنی ولی مطمئناً محل زندگیت در موقعیت بهتری از من می باشد. من ساکن شهرستان سنندج هستم. اگر ایرانشناسی ات خوب باشد با موقعیت این شهر که در استان کردستان قرار دارد آشنا هستی. اینجا خیلی از منابعی که من می خواهم در دسترس نیست. ولی من در کنار تحصیل در دانشگاه از موقعیت استفاده کردم و در جامعة الزهرا قم نیز به صورت غیر حضوری مشغول به تحصیل شدم، تا پاسخ سؤال های فراوانی که در ذهنم جای گرفته بود را پیدا کنم. خدا را شکر می کنم که راه درستی را انتخاب کردم. خیلی ها به من می گویند تو که در دانشگاه عربی خوانده ای و لیسانست را گرفته ای پس چرا داری تحصیل در حوزه را ادامه می دهی؟! از نظر آنها کار من، یک دوباره کاری بیهوده است، ولی حقیقت این است که من به تحصیل علوم دینم عشق می ورزم و خدا را شکر می کنم که این موقعیت را برایم فراهم کرده است. هر چند هنوز خیلی راه مانده تا به آنچه می خواهم برسم ولی همینکه تا حدودی توانسته ام نیاز های درونی ام را پاسخ دهم خدا را شکر می کنم. اما در مورد نامه ات:


ببینم آیا الان که در دانشگاه درس می خوانی موظف به رعایت یک سری مقررات خاص نیستی. آیا می توانی بگویی من آزادم هر کاری دلم می خواهد در دانشگاه انجام دهم. من فلان درس را نمی پسندم پس آزادم که آن را نخوانم و از خیرش بگذرم. من از فلان کلاس خوشم نمی آید پس فلان استاد باید به خاطر آزادی من به فلان کلاس برود. من نمره 8 را نمره قبولی می دانم پس دانشگاه حق ندارد دانشجویی را که از فلان درس هشت گرفته رد کند که مجبور شود دوباره آن درس را پاس کند.


من این برنامه امتحانی را نمی پسندم، پس آزادم که به دلخواه خودم برنامه را عوض کنم.ووو.....


فقط تصورش را بکن که هر کسی برای خودش دم از یک قانون خاص بزند و بگوید اگر من را مجبور کنید از این قانون تعیین شده اطاعت کنم در تضاد با آزادی انسانی من است، خودت ببین چه می شود.


می خواهم برایت از قانونی که به قول تو در کشور ماست و در تضاد با آزادی است صحبت کنم. اما قبل از اینکه از قانون حجاب در دین اسلام بگویم از آن یکی قانونی که تو برای کشور های دیگر پیشنهاد داده ای می گویم. گفتی اگر داشتن حجاب در کشور ما یک قانون است، پس در بعضی کشورها هم بی حجابی باید یک قانون باشه.


نظر جالبی دادی. نمی دونم منظورت از بعضی کشورها همون هایی است که در مخالفت با اصل اسلام، حجاب رو که یکی از مهمترین سلاح های مسمانهاست مورد هدف قرار دادند و به شدّت با خانم های محجّبه برخورد می کنند است یا نه؟!


اگر منظورت همان کشور هاست که باید بگویم آنها از من و تو بیشتر به این موضوع پی برده اند که تا ما مسلمان ها حجاب را داریم نمی توانند ریشه اسلام را بخشکانند. تازه بر فرض که منظورت آن کشور های ضدّ اسلام نیست. چه کسی گفته ادیان دیگر حجاب را قبول ندارند؟! اگر به اصل این ادیان برگردی و تاریخ حجاب در ادیان دیگر را بخوانی متوجه می شوی همین بی خیال شدن ها آنها را به جایی کشانده که فکر می کنند رعایت حجاب در دین آنها وجود ندارد.


ما باید خدا را شکر کنیم که دین اسلام یک دین متعادل و میانه رو است. اسلام هیچ وقت زن را مجبور نکرده که در خانه زندانی شود و در فعالیت های اجتماعی شرکت نکند. همیشه از زن و مرد در کنار هم و مکمل همدیگر یاد کرده است.


( اگر مواردی خلاف اینکه می گویم می بینی اون دیگر ربطی به دین اسلام ندارد، اون بر می گردد به سلیقه های شخصی خود افراد که با تعصبات بیجا اسلام را بدنام می کنند، که امیدوارم خدا هدایتشان کند )


البته اصل ادیان آسمانی دیگر نیز چنین بوده است ولی همان کشور های به اصطلاح پیشرفته یک زمانی بلایی بر سر دینشان آوردند که تا عمر دارند چوبش را می خورند. آنقدر بر مردم سخت گرفتند که همه را از دین بیزار کردند. هیچ می دانی که همین کشور های پیشرفته یک روزی در دینشان می گفتند اگر برادری موی سر خواهر خود را ببیند، آن زن بر شوهر خود حرام می شود. و خیلی سخت گیری های بیجای دیگر که مردم را از دین زده کرد.


توصیه می کنم دو کتاب « مسأله حجاب » و « زن در اسلام» شهید مطهری را حتماً مطالعه کنی.


خیانت بعدی آنها به خودشان این بود که از آن طرف بام آمدند و از این طرف بام افتادند. آنقدر آزادی بی حدّ و حصر آوردند که حالا خودشان نمی دانند با این همه بی بند و باری چه کار کنند.


کی گفته که حجاب جلب توجه می کنه و بی حجابی نظر هیچ کسی را جلب نمی کنه؟!


میترا خانم عزیزم. مطمئناً این حرفت فقط یک نظر شخصی بوده. کاش قبل از اینکه چنین حرفی بزنی می رفتی و تحقیقی درباره آمار فساد در کشورهای غربی می کردی. نمی گویم در کشور اسلامی ما فساد نیست. مطمئناً آن مدینه فاضله ای که به دنبالش می گردیم تا ظهور مولامون امام زمان ( عج ) به تحقّق نخواهد پیوست. ولی آیا آمار فساد در کشور ما با آمار فساد در کشورهای غربی قابل مقایسه است؟!


می دونی چرا چشم چرانی ها، متلک پرانی ها، لا ابالیگری ها و .... در کشور ما بیشتر به چشم می آید؟ چون کشور ما یک کشور اسلامی است و به دوری از این گناهان اهمیت بسیار می دهد ولی در بعضی کشورهایی که تو گفته ای، این موارد امری عادی و جزء زندگی روزمره آنهاست. همجنس بازی و لواط، زنا کردن، سگ بازی و خیلی مفاسد دیگر آنقدر برای آنها عادی شده که دیگر چشم چرانی به زن های نیمه عریان در خیابان ها برای آنها اصلاً به چشم نمی آید.


من از زبان یکی از همانهایی که در کشوری مثل آمریکا در بهترین شرایط مالی و رفاه کامل زندگی کرده شنیدم که به ما زمانی که دانشجو بودیم سفارش می کرد که قدر امنتی که در این کشور دارید را بدانید، خدا شاهد است که آمریکا با آن همه ادعایش یک در صد امنیت و آرامش ایران را ندارد.


فکر می کنی این امنیت و آرامش را از کجا به دست آورده ایم. این ها همه هدیه دین بر حق ماست. هدیه خون شهیدان ماست. مگر می توان سخن شهیدی که سرخی خونش را به سیاهی چادر ما بخشید فراموش کنیم!


دشمنان اسلام پی به سلاح محکم حجاب در ایران اسلامی برده اند. چرا ما بیدار نمی شویم؟! چرا می خواهیم آنگونه که آنها می خواهند باشیم. چرا نمی خواهیم آنگونه که خدا می پسندد باشیم. آیا خدا بر ما حق دارد یا دشمنان اسلام؟!


فرانتس فانون، جامعه شناس انقلابی الجزایر می گوید: « با اینکه من مسلمان نیستم ولی به این حقیقت معتقدم که در کشور های اسلامی حربه ای بُرنده تر و کاری تر از اسلام بر ضدّ استعمار و ظلم و ستم وجود ندارد. »


او همچنین درباره الجزایر می گوید:« پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امید های حمله ور شدن اشغالگر ده برابر می گردد. هر بار که یک زن الجزایری کشف حجاب کند با این عمل خود در واقع وجود الجزایری را با سیستم دفاعی سست بنیاد و باز و متلاشی به اشغالگر اعلام می دارد. هر چادری که می افتد، هر بدنی که از چادر بیرون می آید، هر چهره که به نگاه جسور و نا آرام اشغالگر عرضه می گردد به این معناست که الجزایر به انکار وجود خویش پرداخته و هتک ناموس را از جانب اشغالگر پذیرفته است. » ( انقلاب الجزایر ـ فرنتس فانون ـ ترجمه دکتر پاینده )


اصلاً چه کار به دیگران داریم از قرآن خودمان دلیل می آورم. مگر نه اینکه خداوند در قرآن کریم در سوره  احزاب، آیه 59 فرموده است: « یا أیّها النّبی قُل لِأزواجِکَ وَ بَناتِکَ و نِساءِ المؤمِنینَ، یُدنینَ علَیهِنَّ  مِن جلابیبِهِنَّ ذلکَ أدنی اَن یُعرِفنَ فَلا یؤذینَ وَ کانَ اللهُ غفوراً رحیماً »  ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها ( روسری های بلند ) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه ( از کنیزان و آلودگان ) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، بهتر است؛ ( و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند ) خداوند همواره آمرزنده مهربان است.


وقتی که خداوند در کتاب خودش به ما می گوید که حجاب ما را از جلب توجه و اذیت و آزار نااهلان مصون می دارد ما چطور می توانیم ( نعوذ بالله ) کلام حق را رد کنیم و بگوییم ما بهتر می فهمیم که رعایت حجاب بیشتر جلب توجه می کند.


در آیه 31 سوره نور آمده است:« و قُل لِلمُؤمِناتِ یَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ وَ یَحفَظنَ فُروجَهُنَّ وَ لا یُبدینَ زینَتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ و لا یُبدینَ زینَتَهُنَ إلّا لِبُعولَتِهِنَّ أو آبائِهِنَّ أو آباءِ بُعولَتِهِنَّ أو اَبنائِهِنَّ أو .......... توبوا إلی اللهِ جمیعاً اَیُّهاَ المؤمنونَ لَعَلّکُم تُفلِحونَ. »


و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود ( از نگاه هوس آلود ) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت های خود را جز آن مقدار که به طور طبیعی ظاهر است، آشکار ننمایند و ( اطراف ) روسری های خود را بر گردن و سینه خود بیاندازند ( تا گردن و سینه با آن پوشانده شود ) و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یابرادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان هم کیش و هم دینشان یا کنیزانشان یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند ( منظور مردنماهایی است که به دلیلی برای همیشه فاقد توانایی جنسی بوده و از زن بی نیازند ) یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زن آگاه نیستند؛ آنها هنگام راه رفتن، پاهای خود را بر زمین نزنند تا زینت های پنهانشان دانسته شود و هان! ای مؤمنان ( زنان و مردان ) به سوی خدا باز گردید باشد که رستگار شوید.


 


متاسفانه صحبت دراز است و فرصت کوتاه. لذا از شما دوست عزیزم خواهش می کنم آیاتی را که برایت می نویسم بخوان و به تفاسیر معتبر ( تفسیر المیزان ـ تفسیر نمونه ـ تفسیر جوان ـ تفسیر نور و .... ) برای اطلاعات بیشتر درباره این آیات که من فقط ظاهر آنها را گفتم مراجعه کن.


آیات 30 و 31 سوره نور / آیه 59 سوره احزاب / آیه 60 سوره نور / آیه 33 سوره احزاب / 53 سوره احزاب 


مورد آخری که برایت می گویم و همان اول هم به آن اشاره کردم این است که « حجاب یک حق االهی است ». نه حق من و تو که بتوانیم درباره اش نظر بدهیم که من اختیارم دست خودم است و حق دارم بی حجاب بگردم چون خودم راضی هستم. اول و آخر همه ما بنده هستیم و بنده باید مطیع خالق خود باشد. حتما موضوع « حجاب حق الهی » که ماه قبل در وبلاگم آوردم را بخوان.


امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگیت موفق باشی و دعای خیرت را نثارم کنی تا مبادا از راهی که انتخاب کرده ام به انحراف کشیده شوم. پیمودن راه حق و مستقیم سخت است ولی شدنی است.


 همیشه از خدا بخواهیم که به صراط مستقیم دست یابیم و آن را از دست ندهیم و عاقبت به خیر شویم.


 


التماس دعا