X
تبلیغات
رایتل
جمعه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1389

بسم الله الرحمن الرحیم

یبَنی ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیکمْ لِبَاساً یوَارِی سوْءَاتِکُمْ وَ رِیشاً وَ لِبَاس التَّقْوَی ذَلِک خَیرٌ ذَلِک مِنْ ءَایتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یذَّکَّرُونَ(۲۶)

یبَنی ءَادَمَ لا یفْتِنَنَّکمُ الشیطانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیکُم مِّنَ الْجَنَّةِ ینزِعُ عَنهُمَا لِبَاسهُمَا لِیرِیهُمَا سوْءَاتهِمَا إِنَّهُ یرَا‏کُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیث لا تَرَوْنهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ(۲۷)

وَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیهَا ءَابَاءَنَا وَ اللَّهُ أَمَرَنَا بهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَتَقُولُونَ عَلی اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ(۲۸) سوره اعراف

از همان ابتدا که دین مبین اسلام بوسیله پیامبر شکل گرفت مخالفت با آن هم آغاز گشت اما این دین تا جایی پیش رفت که اساس حکومت شد. دشمنان از دیرباز با حربه های گوناگون سعی بر براندازی دین را داشتند زیرا با منافع دنیایی آنها سازگار نبود یکی از آن حربه ها که در آن موفقیت بیشتری داشته اند مشغول کردن نه فقط مسلمانها بلکه انسانها به شهوات و هواهای نفسانی خویش است که تغافل و از دین بریدن را در پی دارد. از میان برداشتن حجاب یکی از انحای حمله به دین و فرهنگ است.

وسایل ارتباطاتی همچون رسانه ها فقط در جهت خبر رسانی استفاده نشد بلکه رفته رفته جهتگیریهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... به خود گرفت. البته رسانه ها هم وسیله اند که باید دید در دست چه شخصی و چه گروهی قرار می گیرند. آنچه که در نظام تک قطبی جهان کنونی ملموس است رسانه ها در جهت براندازی ارزشهای اسلامی بکار گرفته شده اند، که یکی از ارزشهای اسلامی، پوشش اسلامی خصوصا حجاب برای زن است.

استعمارگران اینرا بخوبی تجربه کرده اند که برای استعمار کشیدن یک ملت باید آنها را به شهواتشان مشغول کرد و خصوصا نسل جوان و نو پای آن ملت، برای دست یافتن به این خواسته یشان شخصیت وجودی زن بعنوان یک انسان را از بین می برند و به او می فهمانند که شخصیت اجتماعیش زنانگی اوست. آنچه که در این اندگ نوشته بحث می شود فرهنگ سازی مستعمران بوسیله رسانه و چگونگی مقابله بااین فرهنگ سازی است.

● حجاب، عفاف و تبرج

مفهوم لغوی حجاب: به گفته اهل لغت این واژه به صورت متعدی و به معنای در پرده قرار دادن به کار می رود. ابن درید می گوید: «حجبت الشیء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس فی السحاب اذا تستترت فیه» حجاب، پوششی است که روی شیء را فرا می گیرد و حجاب یعنی پرده...، زمانی که خورشید در ابر فرو می رود عرب می گوید: احتجبت الشمس فی السحاب». فیومی این واژه را چنین توضیح می دهد: حجب فعلی متعدی است و به معنای مانع شدن به کار می رود. به پرده، حجاب می گویند، زیرا مانع از دیدن است، و به دربان، حاجب گفته می شود، زیرا وی مانع از ورود افراد است. این واژه در اصل بر موانع جسمانی اطلاق می گردد، ولی برخی مواقع به موانع معنوی نیز حجاب گفته می شود.

از گفتار اهل لغت می توان نتیجه گرفت که در زبان عرب، حجاب به پوششی گفته می شود که مانع از دیدن شیئی پوشانده شده می شود. شهید مطهری نتیجه تحقیقات لغوی خود را درباره این واژه، چنین بیان می کند: کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب، بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نیست; آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معنای لغوی به کار رفته و معنای خاصی پیدا نکرده است. شهید مطهری می فرماید: در قرآن کریم در داستان سلیمان، غروب خورشید را این طور توصیف می کند: «حتی توارت بالحجاب» یعنی تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد. تعبیر حجاب با همین معنا در آیه ۵۱ سوره شوری و نیز در آیه ۵۳ سوره احزاب به کار برده شده است... . در دستوری که امیرالمومنین(علیه السلام) به مالک اشتر نوشته است می فرماید: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک» یعنی در میان مردم باش کمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان کن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.

● مفهوم اصطلاحی حجاب:

این واژه در فقه در معنای لغوی خود که همان پرده حائل میان دو چیز باشد به کار رفته و معنای جدیدی برای آن ایجاد نشده بود. در دوران متأخر این واژه معنای اصطلاحی خاصی پیدا کرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است.

شهید مطهری در این باره می فرماید: استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه ستر که به معنی پوشش است به کار می رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند کلمه ستر را به کار برده اند نه کلمه حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار می بردیم، زیرا چنان که گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد. آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کند و فتوای فقها هم مؤید همین مطلب است... در آیات مربوطه، لغت حجاب به کار نرفته است.

آیاتی که در این باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است بدون آن که کلمه حجاب را به کار برده باشد. آیه ای که در آن کلمه حجاب به کار رفته است مربوط است به زنان پیغمبر اسلام.

معنای اصطلاحی جدید این واژه، عبارت است از پوششی که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از جلوه گری و خود نمایی بپرهیزد. در این نوشتار نیز همین معنای اصطلاحی مورد نظر است، نه پرده نشینی زنان. تردیدی نیست که حجاب در این اندازه یکی از احکام مشترک ادیان ابراهیمی و از احکام ضروری اسلام بوده و همه طوایف اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند.

این جا باید به سه واژه بپردازیم واژه تبرج یا خودنمایی، حجاب و عفاف.

مطلب اصلی که هم فرهنگ ما و هم دین ما بر آن تاکید دارد دوری از تبرج یا خودنمایی است، زیرا این رفتار جاهلیت است. یعنی در جوامعی که به تمدن نرسیده اند بیشتر مردم به خودنمایی می پردازند. بعضی وقت ها ممکن است آقایی از نظر پوشش اشکال نداشته باشد یا خانمی حجاب چادر را انتخاب کرده باشد ولی به آن بعد باطنی و درونی که پرهیز از خودنمایی است توجه نکند. این حجاب ایراد دارد. مفهوم کاملی می توانیم ارایه بدهیم که هم حجاب رعایت شده باشد و هم قید تبرج و خودنمایی زده شود.

معنای لغوی عفاف: عفاف با فتح حرف اول، از ریشه "عفت" است و راغب اصفهانی در مفردات خود، عفت را معنی می کند: «العفة حصول حالةٍ للنفس تمتنع بها عن غلبة الشهوة». (عفت، پدید آمدن حالتی برای نفس است که به وسیلة آن از فزون خواهی شهوت جلوگیری شود). پایه عفاف، خویشتن داری است و ردپایی از جنسیت یا اختصاص به جنس خاص (زن) در معنی لغوی عفاف، وجود ندارد.

● معنای اصطلاحی عفاف:

در ادب پارسی، "عفاف" از نظر معنا و گویش، تفاوت یافته است.

در لغت نامة دهخدا چنین آمده است: «عفاف: پارسایی و پرهیزگاری، نهفتگی، پاکدامنی، خویشتن داری». دکتر معین در فرهنگ فارسی معین آورده است: «عفاف: پارسایی، پرهیزگاری، پاکدامنی، در تداول غالباً به کسر اول تلفظ می کنند.» بنابراین در گویش فارسی، عفاف به کسر اول و به معنی "پاکدامنی" به کار می رود. عفاف یعنی پاسخ به خواست و کشش درونی که به طرف فطرت و نیازهای فطری داریم. عفاف یک نیاز فطری است که در همه جای دنیا به یک شکل است و وقتی شرایط رعایت می شود امنیت اجتماعی به وجود می آید.

مثلاً به الگوگیری ها توجه کنید. در چین و ژاپن برای آرامش خانم ها بحث جدا کردن خانم ها و آقایان در اتوبوس ها را مطرح کرده اند یا نحوه لباس پوشیدن برای مصون ماندن از تعرض دیگران و ... در خیلی از کشورها که متوجه بحران ها و آسیب های اجتماعی شده اند مطالعه می شود و به آن می پردازند بنابرین بحث اصلی و اساسی همان عفاف است. عفاف یعنی حجاب به علاوه پرهیز از خودنمایی.

● مقام و جایگاه زن در فرهنگ اسلامی

زن مظهر صفات جمال الهی است، ان الله جمیل و یحب الجمال، زیبایی زن جلوه ای از زیبایی پروردگار است برای همین او را ریحانه خلقت می خوانند، پس زن مرواریدی است که باید با صدفی پوشیده شود و با انسانیت خود در اجتماع حاضر شود. حجاب برای زن همچون خار برای گل است که او را از ملعبه شدن دست بیگانگان حفط می کند. انسان بالطبع می خواهد در جامعه مطرح باشد و به هر وسیله که شده خود را به دیگران معرفی کند وقتی زن، علم و هنری نداشت، حرفه ای نداشت که بوسیله آن در جامعه نقشی ایفا کند به زنانگی و جنسیت خود پناه می برد، امام خمینی می فرمایند: « ایران را مدرسه کنید» به نقل از دختر ایشان حضرت امام با رفتن فرزندان خود به دانشگاه مخالفت نمی کردند زیرا معتقد بودند کلاس و جلسه تدریس و محیط علمی، جدی است و اگر صحبتی باشد بین دانشجو و استاد است. (۱)

حال این مسئله مطرح می شود که اکنون قشر تحصیل کرده و دانشگاهی ما نیز پوشش اسلامی را رعایت نمی کنند، باید در اینجا گفت که اینها هم علم و هنری ندارند و بهتر است بگوییم نه تنها از خود علم و حرفه ای ندارند بلکه دنبال علم نیز نیستند، حتی اگر شما زنانی را که از وجهه اجتماعی در غرب برخودرادند ببینید به هیچ وجه به صورت نیمه برهنه در مجامع عمومی حاضر نمی شوند چون دارای شخصیت اند، آنهم شخصیتی که خودشان بدست آوردند و پوشش وسیله ای است برای حفظ این شخصیت.

البته طبق آیات قرآن و شواهد تاریخی حجاب امری فطری است. فرید وجدی در این باره می نویسد: « زنان یونانی در دوره های گذشته صورتها و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. زن های فنیقی دارای حجاب قرمز رنگ بودند. سخن در مورد حجاب در لابلای کلمات قدیمی ترین مولفان یونانی نیز به چشم می خورد. حجاب در زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و شهر میدی و فارس و عرب وجود داشته ...» (۲)

خداوند متعال می فرماید: « فَدَلَّا همَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشجَرَةَ بَدَت لهَُمَا سوْءَتهُمَا وَ طفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الجَْنَّةِ وَ نَادَا همَا رَبهُمَا أَ لَمْ أَنهَکُمَا عَن تِلْکُمَا الشجَرَةِ وَ أَقُل لَّکُمَا إِنَّ الشیطنَ لَکُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ » (۳) وقتی آدم و حوا از آن درخت ممنوعه چشیدند پوشش آن دو از بین رفت که به سرعت با برگ درختان خود را پوشاندند یعنی آنها فهمیدند که به پوشش نیاز دارند بدون اینکه کسی به آنها گفته باشد، پس معلوم می شود انسان ذاتا دنبال پوشش زشتی های بدن خود است و جای تعجب است چگونه رسانه ها فرار از پوشش را برای مردم جلوه دادند که مردم هم خلاف فطرت خود عمل کردند و حتی بعضی ها تا جایی پیش رفتند که از دوره جاهلیت عربستان پیش از اسلام جاهلتر شده اند « وَ قَرْنَ فی بُیوتِکُنَّ وَ لا تَبرَّجْنَ تَبرُّجَ الْجَهِلِیةِ الأُولی» (۴) (و مانند روزگار جاهلیت زینتهای خود را آشکار نکنید) حتی در زمان جاهلیت پوشش برای زنها وجود داشته اما اکنون قانونی در فرانسه، مهد آزادی های ملی و مذهبی، تصویب می کنند که زنان حق ندارند با روسری در اداره های دولتی وارد شوند و یا در مدرسه و دانشگاه خود حضور داشته باشند.

قبل از انقلاب اسلامی به زنان ما تفهیم کرده بودند که چادر و حجاب مانع پیشرفت و رشد است و هر زنی اگر بخواهد پیشرفت اجتماعی، سیاسی و علمی داشته باشد باید بدون چادر ظاهر شود تا مورد توجه قرار گیرد، امام خمینی بر سیاستهای پهلوی خروشید و فرمود: « بانوان ما را منحط کردند، خیانت کردند بر ملت ما، بانوان ما را ملعبه کردند. بانوان ما را مثل عروسکها کردند، بانوان ما جنگجو بودند، اینها خواستند ننگجو باشند» (۵) و در جای دیگر در مورد اثر انقلاب اسلامی بر زنان چنین می فرمایند: « امروز زنان در جمهوری اسلامی همدوش مردان در تلاش و سازندگی خود و کشور هستند و اینست معنای آزاد زنان و آزاد مردان» (۶) پس زنان می توانند با رعایت قوانین اسلامی که سلامت جامعه را در پی دارد در فعالیتهای اجتماع شرکت کنند و این در حالی است که غربی ها با این نظر مخالفند، شهید مطهری در باب مسئله حجاب می فرمایند: حجاب در اسلام از یک مسئله کلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و آن اینست که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی چه بصری و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحمصرا برای کار و فعالیت باشد بر خلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذتجوییهای حسی به هم می آمیزد.

● رسانه را بهتر بشناسیم

کتاب و روزنامه و مجله از اولین وسایل ارتباطاتی در دنیا بودند. با بوجود آمدن اینها مردم خیلی سریعتر از گدذشته از اخبار و اطلاعات با خبر می شدند و بعد با گسترش وسایل ارتباطی و پیشرفت تکنولوژی آن دنیا وارد عصر جدیدی شد. در رسانه و ارتباطات عمل و عکس العمل خیلی سریع به وقوع می پیوندد و رسانه ها فاصله ها را به قدری کم کرده اند که زمین را به یک دهکده تشبیه می کنند و البته در توسعه ارتباطات شاید گزاف نباشد که بگوییم آدم ها در کنار میزی نشسته اند که هر وقت اراده کنند با هر کسی می توانند سخن گویند و در پی آن عکس العمل و سخن مقابل را دریافت کنند.

از وقتی رسانه ها به وجود آمدند، ارتباطات انسانی وارد عرصه جدیدتری شد. اقبال عمومی به سوی وسایل ارتباطی خصوصا رادیو و تلویزیون قابل توجه بود، در عصرحاضر عدرت رسانه در جهان بر کسی پوشیده نیست رسانه به جایی رسیده است که می تواند یک جهت فکری به مردم بدهد، یک الگو تعیین کند و یا حتی یک دین یا متد به مردم برای رسیدن به سعادت معرفی کند، با رسانه می توان فرهنگ سنتی یک قوم را از بین برد و فرهنگ خود ساخته ای را جایگزین کرد در اینجا باید نگاه کرد رسانه دست چه گروه فکری و یا وسیله چه شخص و گروهی است. رسانه در هر جهت فکری که قرار بگیرد می تواند بهترین وسیله در گسترش آن فکر باشد. از دیر باز حکومت مستعمران بر پایه ارتباطات قوی آنها بوده است.

مک لوهان در کتاب درک رسانه ها چنین می نویسد: ناپلئون نسبت به رسانه ها درک بالایی داشت بویژه در مورد سیستم تلگراف شاپ که برتری وی را بر دشمنانش تضمین کرد. نیومن جمله ای به این مصمون دارد که سه روزنامه مخالف، به مراتب خطرناکتر از هزار سر نیزه عمل می کند. (۷) حال باید ببینیم که آیا دشمنان انقلاب اسلامی از رسانه در جهت براندازی انقلاب و ارزشهای اسلامی استفاده می کنند یا خیر؟ آنچه که در دنیای امروز بخصوص برای ما مسلمانها معلوم شده است اینکه مستعمران و مستکبران تلاششان بر براندازی تنها قومی است که در مقابل آنها ایستاده و اتکاء این قوم دینسان است. برای از بین بردن دین ایشان باید ارزشهای آن را مورد حمله قرار داد و یکی از مهمترین ارزشهای دینی ما حجاب و پوشش اسلامی برای زن است و آنها فهمیده اند که اگر این حجاب از بین برود مردم مشغول شهواتشان می شوند و ارزشهای دینی و در پی آن حکومت و سیاست را از یاد می برند. فرانتس فانون چنین می نویسد: هر چادری که دور انداخته شود افق جدیدی که بر استعمارگر ممنوع بوده در برابر او می گشاید وپس از دیدن چهره هر بی حجابی امیدهای حمله ور شدن اشغالگر ده برابر می شود اگر بخواهیم به تار و پود بافته جامعه الجزابر هجوم بریم و استعداد و مقاومت او را معدوم سازیم باید بوا زنها را تحت تسلط قرار دهیم.(۹)

● رسانه، حجاب و چالشهای موجود

یکی از تاثیرات بارز منفی که رسانه ها در تمام جوامع بشری گذاشته اند شکاف طبقاتی و ملموس شدن اختلاف در بینش ها و نگرشهای مردم در برخورد با اطلاعاتی است که بوسیله رسانه ها به یک جامعه سرازیر می شود. آنهایی که با کتاب وروزنامه و رسانه های نوشتاری سرو کار دارند قدرت درک و تحلیل بیشتری نسبت به مسائل جاری جهان را از آنهایی که با رسانه های بصری و سمعی دم خورند، دارند. زاک سر در گزارشی که در سال ۱۹۷۸ منتشر شده چنین می نویسد: در نظامی که انواع رسانه های ارتباط جمعی مخاطبهای خود را دارند و در عین حال تلویزیون بیشترین قشرها را پوشش اطلاعاتی می دهد، این شکاف در سطح دانش و درک و قدرت تصمیم گیری مردم و طبقات مختلف بسیار عمیق و روز به روز وسیع تر خواهد شد.

این امر تا آنجام پیش می رود که قدرت درک و برداشتهای اقشار مختلف جامعه از یک خبر به همان میزان متفاوت بوده و در نتیجه در تصمیم گیری های آنان بروز می کند. (۱۰)

مشکلات ناشی از این شکاف طبقاتی در فکر مردم آنجایی معلوم می شود که جامعه مثلا با یک ارزش دینی مثل حجاب روبرو می شود. مردمی که درک درستی از دین خود و ارزشهای آن ندارند و باصطلاح، دینی احساسی اختیار کردند بالطبع در مقابل چند سوال عقیدتی خود را می بازند زیرا الگوی خود در فرهنگ را رسانه قرار داده اند. وقتی گفته می شود که حجاب یعنی تحمل سختی آنهم مشقتی که خود انسان با اختیار انتخاب کرده حجاب یعنی زندانی شدن و اسارت، در حالی که آزادی حق هر کسی است. حجاب یعنی گوشه نشینی و کنار کشیدن از اجتماع و کارهای اجتماعی و سیاسی و علمی. نمی دانند چه جوابی دهند و تهی از ارزشهای مورد قبول خویش می شوند و آنگاه که الگوی آزادی در رسانه برای آنها نمایش داده شد چرا دنبال آن نروند؟ هنگامی که فیلمهای جمهوری اسلامی ایران برای مردم زنان خوشبخت در خانواده های مرفه و ثروتمند و به اصطلاح متمدن و با فرهنگ را با حجابی غیر از پوشش اسلامی و زنان بدبخت و کلفت را با چادر نمایش می دهد چگونه می توان انتظار داشت مردمی که دنبال رفاه و آسایش و تجددگرایی اند و اصول دینشان را خوب درک نکرده اند از چنین الگویی پیروی کنند. شما می بینید از دوره ای فیلمهای مبتذل در سینمای ما وارد شد و بازار سینما را گرم کرد. قطعا بستری برای بوجود آمدن اینگونه فیلمها بوده است که باعث رونق بازار این فیلمها شده است.

نبود سیاستگذاری های مناسب در ساختار نهادهای اجتماعی در مورد رعایت حجاب و حدود روابط زن و مرد باعث شکست حرمتها در انسانها می شود که این خود معلول نبود کار علمی در این باب مخصوصا مسئله جنسیت است. با این اوصاف می توان تهدیدها و چالشهای موجود را در رسانه ملی و جامعه چنین شمرد:

۱) نبود درک درست از مبانی و ارزشهای دینی در عامه مردم

۲) پخش فیلمهایی با مضامین ضد ارزشی و مغایر با ارزش قرار دادن حجاب در زندگی

۳) توجه نکردن مسئولان فرهنگی و تبلیغی به ترویج فرهنگ عفاف

۴) نبود ساختارهای مناسب در اداره ها و سازمان ها برای حفظ و ترویج فرهنگ حجاب

۵) عدم وجود نظام ها و ساختارهای مناسب علمی در مورد روابط زن و مرد، نظام جنسی، حجاب و حدود آن

● استراتژی های ممکن برای ترویج حجاب در رسانه ملی

در ابتدا ما باید مواظب رسانه های خود باشیم که به تبلیغات فرهنگی دشمنان بیشتر دامن نزند. باید جهت و هدف و خط حرکتی رسانه های خود را معلوم کنیم. بررسی کنیم چرا یک اقبال عمومی از مردم دنیا به طرف رسانه های غربی وجود دارد که این خود یک موضوع تحقیق است و در این اندک نمی گنجد. به نظر بنده رسانه ها پیشرفت غرب را برای کشورهای در حال توسعه به صورت یک الگوتبدیل کرده و راه رسیدن به این الگو را با نشان دادن زیبایی های ظاهری و پیشرفت آن سرزمین معرفی می کنند و مدام این فکر را تزریق می کنند که اگر می خواهید پیشرفت کنید باید از همین راه ما بیایید و به نسخه ای که ما می گوییم عمل کنید پس باید فرهنگ غرب را بعنوان مقدمه پیشرفت پذیرفت و در این پذیرش تا ابد وابسته به غرب ماند و اینگونه بر افکار آحاد مردم سلطه می یابند.

اگر کشوری بتواند جهت کلی خود و سیر پیشرفت خود در علم و تکنولوژی را با توجه به ارزشهای آن سرزمین برای مردم خود تبیین و روشن کند دیگر مردم دنبال غرب نمی روند و دین را افیون ملت و پیشرفت نمی دانند بلکه خود دست به تولید می زنند و به پیشرفت می رسند. شاید یکی دیگر از علل رفتن به سوی غرب این باشد که بسیاری از مردم، از تاریخ و پیشینه تمدنی و فرهنگی خود خبر ندارند و فکر می کنند مهد علم و فرهنگ غرب است در حالی که باید تاریخ علم و فرهنگ ایران و اسلام را به آنها معرفی کرد، درست است که در حال حاضر غرب سردمدار علم است اما ریشه از کجاست؟ یکی از عواملش جنگهای صلیبی بود که علم را از اسلام وارد اروپا کرد. عنوان می شود که در کشور ما یا حتی بین مسلمانان فقر فرهنگی وجود دارد، این به معنای وجود نقص و ضعف در فرهنگ غنی و اصیل ما نیست بلکه فرهنگ اسلامی ما فرهنگی انسان ساز و کامل است پس فقر فرهنگی به چه چیز اطلاق می شود؟ به این معناست که سطح آگاهی مردم از فرهنگ و مبادی آن کم است.

مردم با چراها آشنا نیستند و دنبال پاسخ به چراها نمی گردند لذا رسانه های وابسته به فرهنگ غربی با تمام قوا تلاش خود را در جهت به چالش کشاندن اعتقادات و ارزشها بکار می اندازند. فیلسوف فرانسوی گلوکزمان (البته با توجه به واقعه ۱۱ سپتامبر) چنین می گوید: نیروهای ویرانگر پر شتاب تر از نیروهای اصلاح جهانی و سازندگی عمل می کنند. خوب مصداق این حرف را می بینیم، بیش از صدها سایت اینترنتی و به نقلی هفت میلیون سایت مبتذل و سکس به مبارزه با ارزشهای اسلامی پرداخته اند، دو شبکه ماهواره ای بیگانه شبانه روز در حال پخش فیلمها و تصاویر مبتذل هستند. شما ببینید آمریکا و اسراییل برای به ابتذال کشیدن جوانان ایرانی چه پولی صرف می کنند و چقدر وقت می گذارند این مطالب توجه ما را جلب می کند که باید گامی اساسی در مبارزه با این دشمنان و ترویج ارزشهای اسلامی برداریم البته بعضی اقدامات صدا و سیما قابل تقدیر است، همچون براه انداختن شبکه های قرآن و معارف، گزارشی نیز بتازگی منتشر شده معاون اجرایی و رئیس حوزه ریاست سازمان صدا و سیما از تولید و پخش ۸ هزار و ۸۳۵ برنامه رادیویی، تلویزیونی و خبری به مدت ۲ هزار و ۵۷۶ ساعت در سال ۸۴ برای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه خبر داد. (۱۱)

ستاد گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در سازمان صدا و سیما با مسئولیت مشاور رئیس سازمان و مدیر دفتر امور بانوان تشکیل و از ابتدای سال ۸۴ با حضور نمایندگانی از معاونت های سیما، صدا، سیاسی، برون مرزی، بین الملل و مراکز نظارت و ارزیابی و حراست کار خود را آغاز کرده است.

کاظمینی افزود: این ستاد تاکنون با برگزاری جلسات مستمر با طراحان لباس، موسسات تحقیقاتی و پژوهشی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مراکز دانشگاهی با هدف تهیه آلبوم جامع لباس و مد درصدد ارائه مناسب ترین شیوه برای تبلیغ پوشش مطلوب در رسانه ملی است.

ما به شبکه هایی نیاز داریم تا معارف اسلامی را به زبان های گوناگون دنیا پخش کند. باید فرهنگ اسلام و ارزشهای اسلامی با اصول آنها را در سطح عموم مردم جهان منتشر کنیم و بهترین راه آن کمک گرفتن از همین رسانه است. دنیای امروز تشنه آزادی است اما حقیقت آزادی را گم کرده، بشر امروز تشنه عدالت است اما به معنای عدالت آگاهی ندارد، بشر امروز الگوی رفتاری و عملی می خواهد تمام اینها در اسلام هست و فقط باید به جهانیان اعلام شود و چه وسیله ای بهتر از رسانه در عصر ارتباطات. بشر امروز مشکل طلاق و عدم استحکام خانواده را دارد، مشکلات روانی زیاد شده است، عکس زن به وسایل تبلیغاتی چسبیده است ارزش انسانی او به اندازه یک کالای مصرفی پایین آمده است. موبدان و روحانیان ادیان الهی در غرب خط از همپاشی دین، سیاستمداران و جامعه شناسان خط از همپاشی حکومتها و اجتماعها را پیش بینی می کنند و همه مردم دنیا تشنه و پذیرای معارف ناب و ارزشهای اصیل اسلامی شده اند که انسانیت را برای همه به ارمغان می آورد. در مواجهه با تهاجم به ارزشهای دینی ما دو وظیفه داریم:

۱) احکام نجات بخش اسلام را گسترش دهیم یعنی تازش و خیزشی به سمت جهان داشته باشیم

۲) انفعال در برابر تهاجم های فرهنگی و مقاوم کردن زمینه های دینی از طریق روشن کردن اصول و ارزشهای دین در مردم و بالا بردن درک و فهم ایشان از دین.

اصل امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی مطرح است. نیروهای ارزشی جامعه همچون بسیج و نماز گزاران در مساجد و حتی آحاد مردم مسلمان باید در این امر آموزش داده شوند و چه اشکالی دارد که این آموزش بوسیله رسانه ها صورت گیرد. مثلا در برخورد با مسئله بد حجابی باید از شیوه های منطقی استفاده کرد و نیاید در اجرای این اصل کاری شود که بد حجابی و ترک پوشش اسلامی از سر لجبازی صورت گیرد.

پخش برنامه هایی جهت بالا بردن فهم مردم و انتشار ارزشهای اسلامی باید با توجه به تاثیر رسانه صورت گیرد. البته بحث تاثیر رسانه بسیار گسترده است و در این باب نظریات مختلفی وجود دارد، اما آنچه که مشهود است باید مخاطبان رسانه مشخص شوند. اینکه مخطب رسانه یک جامعه روستایی است یا یک جامعه شهری، فرهنگ غالب برآن جامعه چیست؟ طرز فکر این مخاطبان چیست؟ قدرت درک آنها چگونه است و به چه اندازه از قدرت تجزیه و تحلیل برخورداند؟ همچنین نوع رسانه در بکارگیری آن باید مشخص شود اینکه رسانه مورد نظر ما تلویزیون است یا رادیو یا سینما و یا حتی روزنامه ها و مجلات و با مشخص شدن همه اینها بوسیله متخصصان بکارگیری از رسانه مشخص می شود.